مدتی است........!
مدتی است مجبورم میکنند که با صدای باد غریبه باشم...
مدتی است مجبورم میکنند که طعم آسمان را نچشم...
مدتی است مجبورم میکنند که ایستاده بخوابم...
مدتی است مجبورم میکنند ندیده بخوانم ،نشنیده همنوایی کنم...
مدتی است مجبورم میکنند که غلط را غلط بنویسم...
مدتی است مجبورم میکنند که مجبور باشم واین تنها جبری است که نمیگذارم مغلوبم کند...

2 Comments:
خواهي نشوي رسوا،همرنگ جماعت شو...
من نمي فهمم چرا آدمها اي ن حق رو که هر کسي مي تونه خودش راهشو انتخاب کنه، محترم نمي شمرند؟!!!
12 June, 2005 23:27
تو خود جبر زمانه را بر خودت تحمیل کرده ای...اگر بخواهی می توانی که خود را رها کنی...من و او هم کمکت می کنیم...اگر بخواهی!...اگر بخواهی!...و اگر بخواهی!
14 June, 2005 11:48
Post a Comment
<< Home